Picture1-1

دانش‌بنیانی و راهبردهای توسعه پایدار در بنگاه‌های بزرگ تولیدی کشور

مقدمه

بنگاه‌های تولیدی بزرگ نقش مهمی در تولید ارزش افزوده کشورها دارند و بنا بر آمارهای بین‌المللی، حدود 60% ارزش افزوده صنعتی کشورها از محل بنگاه‌های بزرگ تولید می‌شود. این بنگاه­ها که حدود 1% از فراوانی بنگاه‌های کشورها را شامل می‌شوند؛ قلب تپبنده و موتور محرکه­ی تولید و توسعه صنعت و بازیگر اصلی در رشد اقتصادی کشورها هستند؛ اما در ایران شاهد هستیم که این بنگاه‌ها حدود 40% از ارزش افزوده صنعتی کشور را در بر می‌گیرند و ارزش‌افزوده‌ای کمتر از نصف میزان مشابه در کشورهای رقیب (20% میزان مشابه در ترکیه[1]) را ایجاد می‌کنند که لزوم توجه جدی، ویژه و فوری به مقوله بنگاه‌های بزرگ تولیدی کشور را به عنوان موتور محرکه تولید، بیش از پیش نمایان می‌سازد.

تحلیل و بررسی

بنگاه‌های بزرگ تولیدی از چند منظر ظرفیت‌های ویژه‌ای دارند؛ این بنگاه‌ها بازیگران محوری در زنجیره ارزش خود هستند و لذا قابلیت‌هایی چون توسعه هدفمند زیست‌بوم صنعتی و فناورانه کشور را با محوریت خود در قالب خوشه‌های صنعتی و فناورانه دارند. خوشه‌هایی که فعالیت­های نوآورانه و دانشی بنگاه‌های کوچک و متوسط دانش‌بنیان را در راستای رفع نیازها و گلوگاه­های تولید، توسعه زنجیره ارزش و افزایش صادرات سوق می‌دهند و سبب ایجاد ارزش افزوده صنعتی قابل توجه می‌گردند. همچنین از منظر دانش‌بنیانی، افزایش توانمندی­های فناورانه بنگاه‌های تولیدی بزرگ، سبب ارتقا تاب‌آوری و رقابت­پذیری آنها در بازارهای جهانی می‌گردد. بعلاوه بنگاه­های بزرگ به واسطه جریان مالی که در فناوری­های حیاتی خود ایجاد می­کنند؛ ظرفیت پیشرانی نوآورانه و دستیابی به مرجعیت فناورانه (لایسنسوری) را دارا بوده که علاوه بر برندسازی صنایع کشورمان در سطح جهانی، درآمد پایدار دانشی را فرای از توسعه صنعتی فراهم خواهند آورد. متوسط میزان هزینه کرد تحقیق و توسعه در سی شرکت بزرگ دنیا، 1.3% از درآمد بوده که وجود مقادیری چون سهم 30% تحقیق و توسعه از درآمد در شرکت متا و اینویدیا و سهم حدود 15% اسپیس ایکس، نوکیا، سیسکو، آمازون، آلفابت و میکروچیپ که در سال 2023 به ترتیب دارای درآمد 116، 26.9، 11.5، 25.8، 57، 554، 283.3 و 8.9  میلیارد دلاری بوده‌اند؛ لزوم توجه به تحقیقات و توسعه فناوری به منظور حفظ و ارتقا رقابت‌پذیری در شرکت‌های بزرگ را دوچندان می‌نماید.

اما علی‌رغم همه این ظرفیت‌ها، متاسفانه شاهد عملکرد ضعیف شرکت‌های بزرگ کشور در حوزه تحقیق و توسعه هستیم و تحقیق و توسعه جایگاه قابل توجهی در بنگاه‌های تولیدی کشور نداشته و هزینه قابل توجهی به آن اختصاص داده نمی‌شود بطوریکه میزان هزینه‌کرد تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی کشور، حدود 0.5% تخمین زده می‌شود که اختلاف بسیار زیادی با مقدار مطلوب این شاخص در سیاست‌های کلی علم و فناوری (4%) دارد. علل این امر به عوامل مختلف اقتصادی، مدیریتی، ساختاری و فرهنگی برمی‌گردد که از جمله مهمترین آنها می‌توان موارد زیر را نام برد: 1) عدم تخصیص منابع مالی کافی؛ 2) نبود زیرساخت‌های فناروانه و آزمایشگاهی لازم؛ 3) ارتباط ضعیف و غیرهدفمند و استراتژیک بین بنگاه‌های تولیدکننده و دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی؛ 4) فرهنگ مدیریت سنتی و غلبه نگاه سودآوری و تامین از خارج؛ 5) ریسک‌گریزی بنگاه‌ها؛ 6) ضعف حمایت‌های دولتی از تحقیق و توسعه؛ 7) نوسانات اقتصادی، تحریم‌ها و مشکلات ارزی؛ 8) انگیزه ناکافی برای نوآوری ناشی از رقابت ضعیف در بازار و وجود رانت‌های دولتی و حاکمیتی.

جمع بندی

بر اساس موارد ذکر شده، راهبردهای محوری زیر جهت توسعه فعالیت‌های دانشی در راستای توسعه پایدار بنگاه‌های بزرگ تولیدی کشور، قابل پیشنهاد است:

  • تعیین اهداف و چشم‌انداز برای فعالیت‌های دانش‌بنیان: تدوین نقشه‌راه و توسعه هدفمند فعالیت‌های دانش‌بنیان در راستای توسعه زنجیره ارزش و بازار، گام اول در توسعه دانش‌بنیانی و هدفمند نمودن آن است. این امر نه تنها در تخصیص منابع محدود به اولویت‌های مطلوب غیرقابل گریز است؛ بلکه بسیج منابع و امکانات در راستای اهداف مشخص دانشی و فناورانه، زمان و ریسک دستیابی به نتایج را نیز کاهش داده و زمینه‌ هم‌افزایی با سایر ظرفیت‌ها را ایجاد خواهد نمود. اهداف فناورانه می‌توانند شامل یک یا چند مورد از فناوری‌های راهبردی و گلوگاهی بنگاه به منظور ارتقا تاب‌آوری و یا رقابت‌‌پذیری آنها مبتنی بر نیازها و چالش‌های فعلی و یا آینده باشند.
  • توجه به نوآوری باز : نوآوری باز و استفاده از ظرفیت‌های موجود در خارج از شرکت می‌تواند هزینه‌ها و زمان دستیابی به نتایج را کاهش دهند. همچنین استفاده از تجربیات شرکت‌های تخصصی دانش‌بنیان در حوزه‌های مدنظر می‌تواند کاهش ریسک فعالیت‌های دانشی را به همراه داشته باشد. بعلاوه همکاری استراتژیک با مراکز نوآوری تخصصی مرتبط و استفاده از ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری آنها در گام‌های اولیه توسعه فناوری، می‌تواند ریسک‌‌های ناشی از عدم دستیابی به نتایج و از دست دادن سرمایه را کاهش دهد.
  • توسعه فرهنگ سازمانی و زیست‌بوم نوآوری: فرهنگ مدیریتی پویا، توسعه‌نگر و ریسک‌پذیر نقش مهمی را در توسعه فعالیت‌های نوآورانه در سازمان‌ها ایجاد می‌کند. این مهم نه تنها ارتقا فرهنگ سازمانی را به همراه دارد بلکه توسعه راهبردها و تعاملات استراتژیک را در مواجهه با سایر بازیگران زیست‌بوم نوآوری کشور به ارمغان خواهد آورد.
  • لایسنسوری و توسعه بازارهای دانشی: از جمله دستاوردهای فعالیت‌های دانشی و فناورانه، توسعه بازارهای جدید فناورانه در حوزه محصول یا خدماتی است که از جانب این فعالیت‌ها بدست می‌آیند. رمز مداومت این بازارها که متضمن توسعه پایدار درآمد شرکت‌ها و رقابت‌پذیری آنها در مواجهه با رقبای داخل و خارج از کشور هستند، تناسب با زنجیره ارزش اصلی شرکت و قرارگیری در کسب‌وکارهای مجاور آن است. از جمله گام‌های موثر در این حوزه ثبت پتنت می‌باشد که مشاهده می‌شود حدود 22% از پتنت‌های ثبت شده در آمریکا در سال 2020، توسط تنها 25 شرکت تولیدکننده برتر دنیا هستند و شاهد ثبت چند هزار پتنت توسط شرکت‌های بزرگ بوده‌ایم (8542 پتنت از طرف IBM و 8517 پتنت از طرف سامسونگ)؛ که در نهایت این پتنت‌ها باید منجر به لایسنسوری در حوزه فناورانه تخصصی گردد.

راهبردهای بیان شده در بالا نه تنها کاهش‌دهنده هزینه‌ها و ریسک‌های فعالیت‌های دانش‌بنیان هستند، بعلاوه توسعه پایدار بنگاه‌های تولیدی کشور را در مواجهه با بازارهای داخلی و خارجی رقم خواهند زد و می‌توان اینطور بیان نمود که تنها راه برون‌رفت از شرایط تحریمی و ناعادلانه حاکم بر فضای تولیدی کشور خواهند بود.